همراز
 

پنجشنبه، 7 شهریور هزار و سیصد و هشتاد و هفت

تله موش

موش از شكاف ديوار سرك كشيد تا ببيند اين همه سروصدا براي چيست! مرد مزرعه دار تازه از شهر رسيده بود و بسته اي با خود آورده بود و زنش با خوشحالي مشغول باز كردن بسته بود.
موش لبهايش را ليسيد و با خود گفت: ايكاش يك غذاي حسابي باشد.
اما همين كه بسته را باز كردند، از ترس تمام بدنش به لرزه افتاد ؛ چون صاحب مزرعه يك تله موش خريده بود.
موش با سرعت به مزرعه برگشت تا اين خبر جديد را به همه ي حيوانات بدهد. او به هركسي كه مي رسيد، مي گفت: توي مزرعه يك تله موش آورده اند، صاحب مزرعه يك تله موش خريده است . . .
مرغ با شنيدن اين خبر بالهايش را تكان داد و گفت: آقاي موش، برايت متأسفم. از اين به بعد خيلي بايد مواظب خودت باشي، به هر حال من كاري به تله موش ندارم، تله موش هم ربطي به من ندارد.
ميش وقتي خبر تله موش را شنيد، صداي بلند سرداد و گفت: آقاي موش من فقط مي توانم دعايت كنم كه توي تله نيفتي، چون خودت خوب مي داني كه تله موش به من ربطي ندارد. مطمئن باش كه دعاي من پشت و پناه تو خواهد بود.
موش كه از حيوانات مزرعه انتظار همدردي داشت، به سراغ گاو رفت. اما گاو هم با شنيدن خبر، سري تكان داد و گفت: من كه تا حالا نديده ام يك گاوي توي تله موش بيفتد! او اين را گفت و زير لب خنده اي كرد و دوباره مشغول چريدن شد.
سرانجام، موش نااميد از همه جا به سوراخ خودش برگشت و در اين فكر بود كه اگر روزي در تله موش بيفتد، چه مي شود؟
از دست بر قضا در نيمه هاي همان شب، صداي شديد به هم خوردن چيزي در خانه پيچيد. زن مزرعه دار بلافاصله بلند شد و به سوي انباري رفت تا موش را كه در تله افتاده بود، ببيند.
او در تاريكي متوجه نشد كه آنچه در تله موش تقلا مي كرده ، موش نبود ، بلكه يك مار خطرناكي بود كه دمش در تله گير كرده بود. همين كه زن به تله موش نزديك شد، مار پايش را نيش زد و صداي جيغ و فريادش به هوا بلند شد. صاحب مزرعه با شنيدن صداي جيغ از خواب پريد و به طرف صدا رفت، وقتي زنش را در اين حال ديد او را فوراً به بيمارستان رساند. بعد از چند روز، حال وي بهتر شد. اما روزي كه به خانه برگشت، هنوز تب داشت. زن همسايه كه به عيادت بيمار آمده بود، گفت: براي تقويت بيمار و قطع شدن تب او هيچ غذايي مثل سوپ مرغ نيست.
مرد مزرعه دار که زنش را خیلی دوست داشت فوراً به سراغ مرغ رفت و ساعتی بعد بوی خوش سوپ مرغ در خانه پیچید. اما هرچه صبر کردند، تب بیمار قطع نشد. بستگان او شب و روز به خانه آن ها رفت و آمد می کردند تا جویای سلامتی او شوند. برای همین مرد مزرعه دار مجبور شد، میش را هم قربانی کند تا با گوشت آن برای میهمانان عزیزش غذا بپزد. روزها می گذشت و حال زن مزرعه دار هر روز بدتر می شد. تا این که یک روز صبح، در حالی که از درد به خود می پیچید، از دنیا رفت و خبر مردن او خیلی زود در روستا پیچید. افراد زیادی در مراسم خاکسپاری او شرکت کردند. بنابراین، مرد مزرعه دار مجبور شد، از گاوش هم بگذرد و غذای مفصلی برای میهمانان دور و نزدیک تدارک ببیند. حالا، موش به تنهایی در مزرعه می گردید و به حیوانان زبان بسته ای فکر می کرد که کاری به کار تله موش نداشتند!

نتیجه ی اخلاقی: اگر شنیدی يك وقت مشکلی برای کسی پیش آمده و شايد چندان ربطی هم به تو نداره، سعي كن اقلا كمي بهش فکر کني! شاید خیلی هم بی ربط نباشه!
هميشه اين شعر زيبا رو به خاطر داشته باشيم كه ميگه :

بني آدم اعـضاي يـكديگرند
كه در آفرينش ز يك گوهرند


         (نظر بدهید.)

چهارشنبه، 6 شهریور هزار و سیصد و هشتاد و هفت

عاشقانه

  
خداوندا تو میدانی ...

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org
 
خداوندا تو میدانی ...
منم ، دلتنگ دلتنگم
منم ، یک شعر بیرنگم
منم ، دل رفته از چنگم
منم ، یک دل که از سنگم
منم ، آواز طولانی
منم ، شبهای بارانی
منم ، انسانیم فانی
خداوندا تو میدانی ...
منم ، در متن یک دردم
منم ، برگم ، ولی زردم
منم ، هستم ، ولی سردم
منم ، مُرده م ، منم مُرده م
منم ، یک بغض پر باران
منم ، غمهای بی سامان
منم ، هستم دراین زندان
منم ، زخمهای بی درمان
منم ، دارم تب و تابی
ز تنهائی ، ز بیتابی
منم ، رفته به گردابی
مرا باید که دریابی
منم ، یک آسمان دردم
منم ، دریا شود قبرم
منم ، دنیا شود جبرم
منم ، پایان شده صبرم
منم ، یک ذره گردم
منم ، خواهم کسی همدم
منم ، برخود ستم کردم
دلم خون میشود هردم
منم ، از عشق گویانم
منم ، دردست درمانم
منم ، آمد به لب جانم
خداوندا ! بمیرانم !


         نظرات 1

چهارشنبه، 6 شهریور هزار و سیصد و هشتاد و هفت

خرس عاشق يا...

 

خرس قالپاق دزد

خرس سياهي در پارک جنگلي اورلاندو در فلوريدا قالپاق ماشيني را دزديد تا آن را به زني بدهد که چندي پيش قالپاق هايش ربوده شده بود. به گزارش ديلي تلگراف قالپاق هاي ماشين اين خانم 39 ساله چند هفته پيش سرقت شد، اما روز گذشته در حالي که او به همراه دو فرزندش براي تفريح به پارک جنگلي رفته بود خرس مهرباني قالپاق جديدي به او هديه داد. وي در اين باره مي گويد؛ «من داشتم به سمت محل زندگي خرس ها و گرگ ها رانندگي مي کردم که متوجه شدم ماشين جلويي توقف کرده. وقتي بيشتر دقت کردم خرس سياهي را ديدم به همين دليل من هم ماشين را نگه داشتم و شروع به عکاسي از خرس کردم. ديدم که خرس قالپاق ماشين جلويي را درآورد و به سمت ماشين ما حرکت کرد. خيلي ترسيده بوديم و درها را زود قفل کرديم چون نمي دانستيم مي خواهد چه کار کند. او قالپاق را روي زمين گذاشت و با پنجه هايش محکم به پنجره کوبيد، انگار که مي خواست توجه مرا به خودش جلب کند. درست مثل اينکه او قصد داشت قالپاق را به من بدهد، انگار مي دانست من به آن احتياج دارم


         (نظر بدهید.)

چهارشنبه، 6 شهریور هزار و سیصد و هشتاد و هفت

نوزاد خوش شانس!

 

تولد نوزادي در دستشويي

يوپي آي؛ اين بار دستشويي زنانه رستوران مک دونالد محل تولد يک نوزاد دختر بود. مادر اين نوزاد مي گويد زماني که با همسر و پسر کوچکش به رستوران رفتند وي با گمان اينکه دچار سوءهاضمه شده به دستشويي رفت. اما هنوز پايش را داخل نگذاشته بود که از درد روي زمين دراز کشيد و تنها چند دقيقه بعد دخترش را به دنيا آورد. همسر و پسر اين خانم که با شنيدن سر و صدا به آن قسمت رفته بودند از ديدن نوزاد سالمي که در دستان وي بود، کاملاً متعجب شدند. اين مادر و دختر بلافاصله به بيمارستان انتقال يافتند و حال هر دويشان رضايت بخش است. مدير اين رستوران اعلام کرد اين دختر مي تواند تا آخر عمرش و در روزهاي يکشنبه به آنجا بيايد و غذاي مجاني ميل کند


         (نظر بدهید.)

چهارشنبه، 6 شهریور هزار و سیصد و هشتاد و هفت

در پرسپوليس

 

قطبى اولتيماتوم داد، سرخپوشان متحد شدند

كسى از رختكن بيرون نمى آيد. سرخپوشان همان جا مانده اند تا شنونده صحبت هاى سرمربى و در واقع اتمام حجت او باشند. همه ساكت اند و قطبى صحبت را شروع مى كند. از بازيكنانش راضى نيست و حرف هايش همه گلايه است: «بايد احساس مسؤوليت بيشترى داشته باشيد. از اين به بعد حق نداريم به راحتى امتياز از دست بدهيم.
مى خواهيم قهرمان شويم پس همه بايد تابع پرسپوليس باشند. جدى تر باشيد. از امروز هر بازيكنى احساس مسؤوليت نكند، به حرف هاى كادر فنى بى توجه باشد يا بخواهد حاشيه سازى كند، بايد روى نيمكت بنشيند. لطفا مراقب رفتارتان باشيد و سعى كنيد بهتر شويد.» البته اين تنها چكيده اى از صحبت هاى سرمربى است. حالا ديگر زمان شروع تمرين نزديك شده و سرخپوشان بعد از سردادن شعار پيروزى، اتحاد خود را اعلام مى كنند و راهى زمين مى شوند.
فقط علوى است كه مى ماند تا صحبتى خصوصى با قطبى داشته باشد. حرف هاى پر انتقاد علوى از قطبى و درباره نيمكت نشينى هايش، از جانب باشگاه به گوش سرمربى رسيده تا او برخوردى جدى با علوى داشته باشد و مانع از همه گير شدن اينگونه اعتراضات شود.
صحبت هاى قطبى و علوى هم در همين رابطه است و بعد آنها هم به بقيه ملحق مى شوند. شيرى و بادامكى نيامده اند و به جاى آنها ۵ گلر تستى در شركت واحد حاضر شده اند و زيرنظر عابدزاده تمرين مى كنند. بهادر عبدى هم زيرنظر دكتر برنامه هاى ويژه اى را پشت سر مى گذارد. مثل هميشه، نرم دويدن آغازگر تمرين است و بعد از آن حركات كششى نرمشى و تمرينات بدنسازى . بازيكنان امروز هم با حوصله به نظر نمى رسند و كمتر با هم صحبت مى كنند.


         (نظر بدهید.)

چهارشنبه، 6 شهریور هزار و سیصد و هشتاد و هفت

فعلا حرف. فقط حرف دايي

 

مسابقات هفته پنجم ليگ برتر لغو شد

مسابقات هفته پنجم ليگ برتر لغو  شد.پس از تصميم كادر فنى تيم ملى فوتبال به منظور حفظ بازيكنان باشگاهى در اردوى تيم ملى و همچنين اعتراض برخى از باشگاه هاى ليگ برترى، هفته  پنجم رقابت هاى ليگ برتر فوتبال كشور لغو  شد.تعدادى از باشگاه هاى ليگ برترى با ارائه درخواستى به فدراسيون فوتبال با توجه به رقابت هاى حساس ليگ برتر و حضور بازيكنان در اردوى تيم ملى خواهان لغو مسابقات هفته پنجم ليگ برتر شدند كه اين پيشنهاد مورد موافقت قرار گرفت و رقابت هاى هفته پنجم لغو شد


         (نظر بدهید.)

چهارشنبه، 6 شهریور هزار و سیصد و هشتاد و هفت

در يك قدمي پرسپوليس

 

قرارداد على كريمى با السيليه قطر فسخ شد

مسئولان باشگاه السيليه قطر قرارداد بازيكن ايرانى خود را فسخ كردند.على كريمى كه مورد توجه دوباره پرسپوليس قرار گرفته است در مذاكره با فولهام انگليس نيز ناكام بود و مسئولان تيم فولهام پيشنهاد مدير برنامه هاى اين بازيكن را براى حضور وى در اين تيم نپذيرفتند


         (نظر بدهید.)

چهارشنبه، 6 شهریور هزار و سیصد و هشتاد و هفت

باز هم قلدر بازي يك نفر!

 

پس از ممنوع الخروج کردن بازيکنان ملي پوش اتفاق افتاد

درگيري دايي با ليگ برتر

وقتي دايي پافشاري مي کند روي اينکه ملي پوشان پس از پايان بازي با آذربايجان حق ندارند براي بازي پنجم ليگ برتر به تيم هايشان برگردند و بايد همراه تيم ملي به اردوي کيش بروند و زماني که مديران استقلال اهواز، برق شيراز، مس کرمان، استقلال تهران، صبا باتري و چند تيم ديگر در اعتراض به سياست جديد دايي تهديد مي کنند که ملي پوشان خودشان را پس از بازي با آذربايجان به اردوي تيم شان فرا مي خوانند و البته هر دو سر ماجرا اصلاً کوتاه نمي آيند، ديگر بايد اطمينان داشت که يک بحران بزرگ فوتبال ايران را فراگرفته. اگر پيش از اين يک سوي داستان کوتاه مي آمد تا اتفاقات گذشته چندان جدي گرفته نشود، اين مرتبه نه دايي مي خواهد در آستانه بازي با عربستان در جده حتي يک روز از اردوي تمريني خودش در کيش را کم کند و نه سرمربيان ليگ برتر رضايت مي دهند که بدون ملي پوشان بازي پنجم در ليگ را انجام دهند. قطعاً حق با تيم هاي ليگ برتري است. اگر بنا را بگذاريم به قانون فيفا، تيم ها تنها 72 ساعت مانده به مسابقات رسمي فيفا بايد ملي پوشان خود را به تيم ملي بدهند، اما در اين ميان علي دايي با توجيه اينکه «اينجا ايران است، نه فيفا» يک تنه با فيفا مقابله مي کند و با استدلال به اينکه «استقلال در روزي که ملي پوشان خودش را هم داشت به پگاه باخت، حالا فرقي نمي کند، طالب لو و جباري را داشته باشد يا نه» حق را به خودش مي دهد. جالب اينجا است که سايپا تيمي که علي دايي در هيات مديره آن عضويت دارد و سپاهان تيمي که انگين فيرات دستيار سابق دايي در تيم ملي، روي نيمکت آن مي نشيند، باز هم به خاطر دعوت بيش از سه بازيکن به اردوي تيم ملي در ليگ برتر استراحت دارند. به هر حال شايد اگر علي دايي زمان ديگري را براي انتشار خبر «ممنوع الخروجي ملي پوشان از اردوي تيم ملي» انتخاب مي کرد، ماجرا اينقدر جنجال ساز نمي شد، اما وقتي سرمربي تيم ملي اين خبر را شب دوشنبه منتشر مي کند و تنها دو ساعت پس از انتشار خبر، عادل فردوسي پور در نود بند مي کند به اين ماجرا، ديگر بايد اطمينان داشت، دايي چندان سياستمدارانه خبر را منتشر نکرده. پس از اينکه نيم ساعت ابتدايي نود با تکه پاره کردن تعارف بين پرويز مظلومي و امير قلعه نويي گذشته بود، ناگهان فردوسي پور اين بحث را با مظلومي و قلعه نويي در ميان مي گذارد و آنها با تندترين موضع گيري اقدام دايي را محکوم کردند. البته پس از گذشت زمان کوتاهي علي دايي روي خط برنامه نود آمد و يکي از عصبي ترين شب هاي خودش را رقم زد. دايي که حتي در جايي فردوسي پور را تهديد به قطع تماس تلفني کرد و بدون اينکه بخواهد از اميد طيري نام ببرد، از دستيار قلعه نويي حرف مي زند که در يک تماس خصوصي از او مي خواهد ملي پوشان استقلال را به سه نفر برساند، حرف زد. اما با وجود اين او باز هم يکي از بدترين شب هاي خودش را گذراند؛ شبي که دايي به عنوان يکي از فارغ التحصيلان دانشگاه صنعتي شريف مقابل قلعه نويي شخصيت غيرقابل احترام تري داشت. او هر جا که کم مي آورد از تعطيلي يک ماه ونيمه ليگ در دوران سرمربيگري امير قلعه نويي کد آورد، در حالي که در پايان معلوم شد، چنين تعطيلي اصلاً وجود خارجي نداشته. به هر حال در اين آشفته بازار عجيب بود که علي کفاشيان رئيس فدراسيون فوتبال جايي نداشت. او که قطعاً بايد در قامت بالاترين مقام فوتبال ايران براي حل ماجرا پا پيش مي گذاشت، احتمالاً به سنت هميشگي در آن ساعت شب خواب بود


         (نظر بدهید.)

چهارشنبه، 6 شهریور هزار و سیصد و هشتاد و هفت

قرائتی: سخنرانی‌های مذهبی باید شاد باشند

رئیس ستاد اقامه نماز کشور گفت: سخنرانی‌های مذهبی باید شاد و بانشاط باشند و روحانیان باید بتوانند مردم را بخندانند و فرهنگ خنده را به میان مرم ببرند.
به گزارش خبرگزاری مهر، نماینده ولی فقیه و رئیس ستاد اقامه نماز کشور امروز در جمع رؤسا ، مدیران و مسئولان فرهنگی سازمان اوقاف و امور خیریه با اشاره به این مطلب افزود: در سال نوآوری و شکوفایی بهترین نوآوری همان احیای واجبات و رجوع به قرآن و متن این کتاب الهی و بیان ساده پیام آیات نوآانی قرآن به مردم است.
وی تأکید کرد: اگر اصالتها ، احکام و واجبات دینی احیا شوند نوآوری در دین صورت گرفته است. قرائتی با بیان اینکه نباید در شناخت قرآن خود را به واژه‌ها و افاظ محدود کنیم گفت: لغت‌شناسی مقدمه شناخت قرآن است. برای ترویج و توسعه فرهنگ قرآنی در میان مردم باید تفسیری عام فهم و روان از قرآن ارائه شود تا همه مردم بتوانند از آن بهره‌مند شوند. این مفسر قرآن با بیان اینکه در حوزه‌های علمیه به تفسیر قرآن بی‌توجهی شده است افزود: طلاب و روحانیان در مباحث و سخنرانی‌های خود به  تفسیر و تدبر در قرآن روی آورند و سایر مباحث را در سایه قرآن بیان کنند


         (نظر بدهید.)

چهارشنبه، 6 شهریور هزار و سیصد و هشتاد و هفت

تا حالا آدم به اين با حالي ديده بوديد!

 

نقش دولت در تورم صفر است

 اعتماد-علي کردان ديروز طي سخناني در نشست مشترک شوراي معاونين وزارت کشور با استاندار خوزستان، با بيان اينکه اعتماد رهبري بار مسووليت اعضاي کابينه را همچنان سنگين کرده، افزود؛ «اگر بعضي فکر مي کردند بين 14تا 16ساعت کار مفيدفايده باشد، اين لطف کريمانه ايشان مسووليت را براي اعضاي کابينه مضاعف کرده و مسوولان هرچه در بضاعت دارند، بايد به ميدان بياورند و از آنچه غير کار است، صرف نظر کنند.» کردان همچنين با اشاره به اينکه دولت سهم خودش را در ايجاد تورم صفر کرده، تصريح کرد؛ «تصميمات دولت مطلقاً به تورم نمي انجامد و افزايش تورم در حال حاضر نتيجه تورم جهاني، تورم انباشته قبلي و تورم انتظاري در جامعه است


         (نظر بدهید.)

چهارشنبه، 6 شهریور هزار و سیصد و هشتاد و هفت

به سلامتي

 

کروبي نخستين نامزد رياست جمهوري

با تصويب کانديداتوري مهدي کروبي در جلسه حزب اعتماد ملي اولين نامزد رياست جمهوري انتخابات سال آينده وارد ميدان شد و به اين ترتيب زنگ گود مبارزات انتخاباتي به صدا درآمد. تصويب کانديداتوري مهدي کروبي در عرصه انتخابات پس از آن رخ داد که هنوز جواب روشن و صريحي از سوي سيدمحمد خاتمي به درخواست هاي مکرر فعالان سياسي و احزاب مبني بر حضور در اين عرصه داده نشده است، اما با اين وجود حزب اعتماد ملي همان طور که بارها پيش از اين وعده داده بود به عنوان يک حزب مستقل براي حضور در عرصه انتخابات رياست جمهوري اعلام آمادگي کرد. البته سخنگوي حزب اعتماد ملي انتخاب مهدي کروبي را به عنوان کانديداي حزبي حاصل 10 ساعت جلسه شوراي مرکزي و سه جلسه پياپي عنوان کرد و در عين حال ابراز داشت حضور آقاي کروبي در انتخابات رياست جمهوري به پذيرش اين مساله از سوي ايشان بستگي دارد.


         (نظر بدهید.)

چهارشنبه، 6 شهریور هزار و سیصد و هشتاد و هفت

گلشيفته فراهاني ايران را ترک کرد

بعد از چند روز انتشار اخبار متناقض درباره وضعيت اقامتي گلشيفته فراهاني ديروز خبرگزاري فارس اعلام کرد که بازيگر جوان سينماي ايران، ايران را به مقصد امريکا ترک کرده است. اين خبرگزاري به نقل از محمدرضا شريفي نيا چهره شناخته شده سينماي ايران اعلام کرده که فراهاني پنجشنبه و براي يک سفر شخصي به امريکا رفته است. با اين همه شنيده هاي خبرنگار اعتماد حاکي از آن است که فراهاني يکشنبه شب و به منظور بررسي پيشنهادهاي جديد براي بازي در چند فيلم ديگر امريکايي به اين کشور رفته است. انتشار اين خبر در واقع حکم تکذيبي است بر خبر عجيب چهارشنبه قبل خبرگزاري ايرنا که در آن از ممنوع الخروج شدن فراهاني خبر داده بود. اين خبر ايرنا با توجه به جايگاهش به عنوان خبرگزاري رسمي کشور توسط تمام رسانه هاي داخلي و بسياري از رسانه هاي معتبر خارجي مانند رويترز و خبرگزاري فرانسه نقل و باعث ايجاد فضاي رسانه يي ملتهبي شد. هر چند بسياري از افراد و دست اندرکاران آشنا به مناسبات سينماي انتشار چنين خبري را از اساس نادرست مي دانستند و به فاصله يک روز هم به نقل از نزديکان فراهاني تکذيبيه يي منتشر شد اما به هر صورت فضاي ملتهبي پيرامون موضوع ايجاد شد. ديروز خبرگزاري فارس از قول شريفي نيا آورد که موضوع بازي فراهاني در فيلم ديگري در امريکا به دليل همزمان شدن آن با فيلمبرداري «درباره الي» ساخته جديد اصغر فرهادي منتفي شده است و سفر اخير فراهاني به امريکا ربطي به اين موضوع ندارد


         (نظر بدهید.)

سه شنبه، 5 شهریور هزار و سیصد و هشتاد و هفت

اجراي «حسين عليزاده» در جشن خانه موسيقي

«حسين عليزاده» موسيقيدان و نوازنده تار، در جشن خانه موسيقي به اجرا مي پردازد. به گزارش فارس در جشن
يک هفته يي خانه موسيقي علاوه بر محمدرضا شجريان و گروه کامکارها، حسين عليزاده نيز روي صحنه مي رود. در اين اجرا که به پيشنهاد عليزاده برگزار مي شود، او به تکنوازي تار خواهد پرداخت. احتمال دارد در اين برنامه يک نوازنده نيز او را همراهي کند. حسين عليزاده سال گذشته به همراه گروهش در تالار بزرگ کشور کنسرت خود را برگزار کرد.


         (نظر بدهید.)

سه شنبه، 5 شهریور هزار و سیصد و هشتاد و هفت

پس دولتهاي قبلي چه كار ميكردند؟؟؟

 

معاوضه گاز ايران با برق ارمنستان

فارس؛ رئيس نظارت بر عمليات شرکت ملي صادرات گاز از توافق با ارمنستان در زمينه معاوضه برق و گاز با اين کشور خبر داد. رسول سلماني درباره توافق هفته گذشته شرکت ملي صادرات گاز ايران با ارمنستان در زمينه معاوضه (سوآپ) گاز و برق گفت؛ هفته گذشته در نشستي با معاون انرژي ارمنستان و مسوولان شرکت ملي گاز و شرکت صادرات گاز بحث و تبادل نظر صورت گرفت که در نتيجه آن ايران به ميزان سه ميليون متر مکعب گاز روزانه به ارمنستان صادر خواهد کرد و در ازاي آن روزانه 9 ميليون کيلو وات ساعت برق دريافت خواهد کرد. وي تصريح کرد؛ بر اساس اين توافق از ابتداي ماه اکتبر (مهرماه سال جاري) در ازاي هر ميزان برقي که ارمنستان به ايران بدهد معادل آن بر اساس قرارداد، ايران گاز به اين کشور صادر خواهد کرد. سلماني تاکيد کرد؛ با توجه به مشکلاتي که در مورد پروژه گاز به ارمنستان وجود دارد مقررشد در حال حاضر با امکانات موجود قرارداد عملياتي و اجرا شود. وي مدت قرارداد را 20 سال عنوان کرد.


         (نظر بدهید.)

سه شنبه، 5 شهریور هزار و سیصد و هشتاد و هفت

شما را به خدا اين انسان ساده دل را آزار ندهيد

انتقاد شديد "قطبي" از مسوولان باشگاه:
از مربي‌گري در پرسپوليس خسته شدم
هر روز به بازيكنانم دروغ مي‌گويند!
پارسال پاسپورتم مهر خروج نداشت؛ امسال دستم باز است!

سرمربي تيم فوتبال پرسپوليس گفت: از مربي‌گري در پرسپوليس خسته شدم و خوشحال مي‌شوم كه محروم شوم.

افشين قطبي پس از تساوي 2 بر 2 پرسپوليس برابر ذوب‌آهن با عصبانيت در جمع خبرنگاران حاضر شد و در ابتدا گفت: در اين بازي به دليل اشتباه هاي خودمان پيروز نشديم. نيمه نخست پنج موقعيت طلايي داشتيم و پس از اين كه نتيجه را از حريف گرفتيم، مي‌توانستيم بازي را سه بر يك كنيم، كه متاسفانه داور در ابتدا سوت پنالتي را به نفع ما زد، اما بلافاصله پشيمان شد و در ادامه كار روند بازي را به ضرر ما كرد. مطمئنا تيمي كه با اختلاف بيشتري به رختكن برود، روحيه‌ي بالاتري داشته و در نيمه دوم مي‌تواند، بهتر كار كند.  

قطبي افزود: داور پنالتي صددرصد را براي ما نگرفت و اين براي چندمين بار است كه داورها به ضرر پرسپوليس سوت مي‌زنند. من واقعا از مربيگري در پرسپوليس خسته شدم. چرا كه نمي‌دانم با مشكلات خارج از زمين تيم پرسپوليس چه كار كنم. اگر داوران مي‌خواهند، امتيازي از پرسپوليس كم كنند، بهتر است پيش از شروع بازي اين كار را انجام دهند تا ما تكليف خودمان را بفهميم.

قطبي ادامه داد: من امروز از اين كه داور بازي دستيار برزيلي‌ام را اخراج كرد، به عنوان يك ايراني بسيار خجالت كشيدم. او داور را درباره يك سوت اشتباه crazy (ديوانه) خطاب كرد كه اين لغت در فوتبال معني بسيار بدي ندارد و من خيلي خجالت كشيدم كه داور به خاطر چنين كلمه‌اي او را از روي نيمكت اخراج كرد. اين كلمه اصلا بد نيست؛ من هم يك crazy هستم. اصلا همه فوتبال دوستان و هواداران هم crazy هستند. اصلا من هم crazy هستم كه به ايران آمدم.  

قطبي در ادامه با انتقاد شديد از مسئولين باشگاه پرسپوليس و دست‌اندركاراني كه به او قول امكانات بيشتر براي اين تيم را داده بودند، گفت: من تصميم نداشتم به ايران باز گردم، اما زماني كه با من مذاكره كردند، به من قول دادند كه تمام امكانات لازم را براي موفقيت در ليگ برتر و ليگ قهرمانان آسيا فراهم كنند. اما متاسفانه مي‌بينم كه دستيارانم دستمزد دو ماهه خود را نگرفته‌اند. به آن‌ها قول مي‌دهند كه پولشان را بدهند، اما بعد زير قولشان مي‌زنند. چك‌هاي بازيكنان برگشت مي‌خورد و برخي از آن‌ها خانه ندارند؛ بسيار نارحت مي‌شوم كه همسر پترويچ را به هتل راه نمي‌دهند و او مجبور است در لابي هتل بنشيند و صحبت كند. بازيكنان خارجي ما نه خانه و نه ماشين و نه راننده دارند. بازيكن برزيلي كه قرار است به تيم ما بيايد ماه‌ها پيش صحبتش بوده، اما بودن آنكه پولي به او بدهند، مدام زير قول‌شان مي‌زنند. واقعا از مربيگري در پرسپوليس خسته شدم و چندين بار استعفا دادم و هنوز هم دارم فكر مي‌كنم كه شايد ديگر سرمربي پرسپوليس نباشم. آن‌هايي كه به من قول امكانات بيشتر را دادند، اكنون زير قولشان زده اند و پول نمي‌دهند.

وي در پايان تاكيد كرد: هنوز هم در باخت پرسپوليس خودم را مقصر مي‌دانم. چرا كه در نيمه دوم خوب كار نكرديم و اين تيم حريف بود كه بهتر از ما ظاهر شد. اما سوت‌هاي داوري تاكنون چهار امتياز را از ما گرفته وگرنه پرسپوليس در اين چهار هفته بهترين تيم ليگ برتر بوده است


         (نظر بدهید.)

 


 

لینک باکس